عکس نوشته مخاطب قلب و اخلاق و غرور و همدردی

1870

مخاطب بعضی حرفها گوشها نیستند،
قلبها هستند،
اگه نمی شنود،اصرار نکنید
@axmax98

 

 

1872

‏با این اخلاقی که من دارم
‏همین که بالشتم میاد تو بغلم لطف میکنه
@axmax98

 

 

1884

ﺧــﯿـﻠـﯽ
ﺑـﺎﯾـﺪ ﺑــﯽ ﻣــﻌــﺮﻓــﺖ ﺑــﺎﺷــﯽ ﮐـﻪ ﻧـﻔـﻬـﻤـﯽ
ﭘـﺸـﺖ ﺟـﻤـﻠـﻪ ﯼ
“ﺗــﻨــﻬــﺎﻡ ﻧــﺬﺍﺭ ﻣــﻦ ﺑــﯽ ﺗــﻮ ﻧــﻤـﯿـﺘـﻮﻧـﻢ”
ﭼــﻪ ﻏــﺮﻭﺭﯼ ﺷــﮑــﺴــﺘــﻪ ﺷــﺪﻩ
@axmax98

 

 

1885

درون مرا
هيچ كس نمى تواند ببيند
حتى نزديك ترين كسان من
تازه چه مى توانند بكنند ؟
در نهايت احساس همدردى
@axmax98

 

 

1886

همه چیز را سخت میگیری
جز دستهای مرا
@axmax98

 

 

1888

زندگی هرچه را می خواستم به من داد
و بعد به من فهماند
که آن چیز اهمیتی نداشت.
@axmax98

 

 

1889

ما ساکنانِ روابطِ بی نامیم؛
دستمان در دوستت دارم گفتن باز
ترسمان از دست و پا بسته شدن بسیار …
حالِ یک طرف خوب
حالِ یک طرف زار
@axmax98

 

 

1895

هيزم نبودم…
ولي
سوختـــــــم در زمستان نبودنــــــــــــش
@axmax98

 

 

1901

همیشه کسانی هستند
که در نهایت دلتنگی
نمی توانیم آنها را در آغوش بگیریم
بدترین اتفاق شاید همین باشد…
@axmax98

 

 

1906

من هوایی بارانی ام…
این روزها…
جان می دهم…
برای پرسه های عاشقانه…
بی چتر بیا…
خیس خیس…
در من قدم بزن…
@axmax98

 

 

1911

دريغا
کز شبي چنين
سپيده
سر نميزند
@axmax98

 

 

1913

آمدي نعش غزل باخته را جان بدهي؟

جنگل سوخته را وعده باران بدهي؟
@axmax98

 

 

1927

فاصله تان را با آدم ها رعایت کنید؛
آدم ها یکدفه می زنند روی ترمز؛

و آن وقت شما مقصری
@axmax98

 

 

1930

آدما رو درست انتخاب کنیم
تا به جایی نرسیم که بگیم،
وقتی نمیشناختمت خواستنی تر بودی!
@axmax98

 

 

1943

تو واقعی بودی…
مثل اندوه
در مزرعه ی گندم….
@axmax98

 

 

1945

هیچ صیادی حریف این دل وحشی نشد
وای از آن روزی که
آهو خود رود با سر به دام
@axmax98

 

عکس نوشته مخاطب قلب , عکس نوشته اخلاق , عکس نوشته غرور , عکس نوشته همدردی , عکس نوشته سخت گیری , عکس نوشته اهمیت زندگی , عکس نوشته حال زار , عکس نوشته سوختن , عکس نوشته دلتنگی , عکس نوشته جان باران , عکس نوشته سپیده شب , عکس نوشته وعده باران , عکس نوشته توقف , عکس نوشته انتخاب , عکس نوشته اندوه , عکس نوشته صیاد