تیغ کند

http://axmax98.ir/wp-content/uploads/2016/09/43.jpg

این روزها تلخ می گذرد ، دستم می لرزد از توصیفش
همین بس که :
نفس کشیدنم در این مرگِ تدریجی، مثل خودکشی است
با تیغِ کُند

چقدر خوب است زمان هایی که دوستشان داری خیلی زود تمام می شوند اما در منجلاب حال بد و زمان بد ساعت ها هم با تو لج می کنند.

سیاهی

http://axmax98.ir/wp-content/uploads/2016/09/42-1.jpg

بالاتر از سیاهی هم “رنگ” هست …
مثل رنگ این روزهای من !

گاهی این قدر حالم بد است که فکر می کنم دیگر بدتر از حال من در دنیا وجود ندارد احتمالا اشتباه هم نمی کنم.

خاطره ها

http://axmax98.ir/wp-content/uploads/2016/09/20.jpg

نفس عميق كفاف نمي دهد
سيگار  روشن مي كنم
خاطره ها سنگينند

وقتی می بینی یه مرد گریه می کنه یعنی دیگه از سیگار کاری بر نمیاد وقتی میبینی یه زن سیگار می کشه یعنی دیگه از گریه هم کاری برنمیاد.

دلخوری

http://axmax98.ir/wp-content/uploads/2016/09/19.jpg

ﻧﻤﯿﺸـــــــﻪ ﺩﺳــﺖ ﺍﺯ
ﺩﻭﺳـــــﺖ ﺩﺍﺷﺘﻦ ﯾﮑــﯽ ﺑﺮﺩﺍﺷــﺖ
ﺣــــــــــــــــــــــﺘﯽ ﻭﻗﺘــــﯽ ﺍﺯﺵ
ﺩﻟﺨــــــﻮﺭی !

گاهی اینقدر یک نفر دوست داشتنی هست که نمی شود حتی برای لحظه ای از او دلخور شد و او را دوست نداشت.

غم نبودنش

http://axmax98.ir/wp-content/uploads/2016/09/15.jpg

خدایا غم نبودنش در کنارم
انگار موج  سر به فلک کشیده ای است
که بر ساحل قلبم میخورد و کم کم ویرانش میکند

عاشقی تنها را می شود در این تصویر دید که با یاد و خاطره ی معشوقه اش به ساحل اومده و با خیره شدن در درون آب به دنبال پیدا کردن خاطره ای از اوست.

فراموشی

http://axmax98.ir/wp-content/uploads/2016/09/13.jpg

بـرای فراموشی تـو
هـیـچ راهی
ندارم
به هر راهی که می روم
روزی با تو رفـته بودم…

عاشقی که در اوج دورانش با معشوق خود خاطرات بسیاری دارد ولی نمی دانست که این کوله بار خاطرات همچون ابری همواره بر زندگی اش سایه خواهد انداخت.

 

دریای چشمانت

http://axmax98.ir/wp-content/uploads/2016/09/12.jpg

کاش می شد در سایه ی مژگانت
لحظه ای هر چند کم به تماشای دریای خوشرنگ چشمانت می نشستم

معشوقه ای که تنها در آرزوی دیدار چشمان عاشق خود است و این آرزو به بزرگترین حسرت زندگی اش تبدیل گردیده است.

 

موهات

http://axmax98.ir/wp-content/uploads/2016/09/11.jpg

دوباره تو باد موهاتو رها کن
منو راهی شب قصه ها کن

عاشق همواره دوست دارد گیسوان یار خود را به شکلی پریشان و در حرکت میان باد ببیند و این را از معشوقه اش طلب می کند.

خواب

http://axmax98.ir/wp-content/uploads/2016/09/10.jpg

چند شبیست كه بی اجازه
به خوابم می آیی
خوابم را رنگی میکنی
ولی روزم را سیاه …!

همواره شبانه روز به تو می اندیشم به این امید که شبانه باز هم تو را در خواب ببینم و دوباره حالم بشود همان که دیروز بود بدتر از قبل ……

 

زیبایی چشمانت

http://axmax98.ir/wp-content/uploads/2016/09/8.jpg

اندوه من اینست ، که در دفتر شعرم
یک بیت ، به زیبایی چشم تو ندارم

چشمان یار برای معشوقش همواره همچون ستاره ای درخشان در آسمان تنهاییش است و با آن همچون مشعلی از تنهایی هایش به سمت روشنایی و خوشبختی می رود.